باران نفس مامان و باباشباران نفس مامان و باباش، تا این لحظه: 13 سال و 4 ماه و 23 روز سن داره

نخودی من و باباش

بای بای شیر و پوشک گل دختر

سلام شیرین ترین شهد زندگیم سلام نفس مامان سلام عشق مامان سلام عمر قشنگم سلام دختر نازم  مامان جونم نمی دونی چقدر دوست دارم این روزها شاهد بزرگ و بزرگتر شدنت هستم اینقدر سریع بزرگ و خانم شدی که نفمیدم چطور نگذشته نمی خوام حسرت روزهایی که گذشت رو بخورم ولی دلم واسه روزهایی که گذشت تنگ میشه الان حدود یه ماه میشه که از شیر گرفتمت روزهای سختی برای هر دومون بود من فکر میکردم فقط تو وابسته ای ولی دیدم خودم بیشتر به آغوش گرفتنت به بوسیدنت به لمس کردنت وابسته ام به اینکه موقع شیر خوردن پاتو بزاری تو دهنم ببوسم با انگشتان کوچکترین صورتمو نوازش بدی لبامو گونه هامو بینی مو وای که عاشقتم چقدر برای روزهایی که داشتم باهاشون خداحافظی میکردم اش...
25 فروردين 1394

باران به روایت تصویر _ سری اول فروردین 94

ب یه روز خوب در طبیعت زیبای مسجدسلیمان محل بازی بچگی های مامان پله های خونه مامان بزرگ سیزده بدر _تهران جشن روز مادر _ کیدزلند شهرک باران و دوستش دنیا که تو خیابون با هم آشنا شدن اران فرشته زییای من آرامش پدر و دختر در آغوش هم ...
20 فروردين 1394
1